محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
506
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
بريق حيّة أو قيئها ) اين توصيف براى بيان شدت ناراحتى و بيزارى از حلوايى است كه اشعث با خود مىآورد و در حقيقت از زهر كشنده افعى ساخته شده است . ( فقلت أ صلة ) رشوهاى كه براى رسيدن به هدفى پست و زشت پرداخت مىشود ( أم زكات ) يا زكاتى واجب از سوى خداوند است . ( أم صدقة فذلك محرّم علينا أهل البيت ) گرفتن و دادن رشوه بر اهلبيت مطلقا حرام است و نيز آنان نمىتوانند زكاتى را از غير خود بگيرند . صدقه نيز به معناى كمكهاى مالى مستحبى است . فقها درباره صدقه اختلافنظر دارند . برخى از آنها گرفتن صدقه را براى بنى هاشم از جمله اهلبيت عليهم السّلام جايز مىدانند و برخى ديگر گرفتن صدقه را تنها بر اهلبيت عليهم السّلام حرام شمرده و براى ديگر هاشميان جايز شمردهاند . ظاهر فرمايش امام عليه السّلام ، ديدگاه دوم را تاييد مىكند و به هر رو اين مسئله امروز ثمره و فايدهاى ندارد . « 1 » ( فقال لا ذا و لا ذاك و لكنّها هديّة ) گرفتن هديه براى همگان جايز است . ( فقلت هبلتك الهبول ) مادرت به عزايت نشيند . ( أ عن دين اللّه أتيتني لتخدعني ) امام عليه السّلام در اين بند به اين ماجرا اشاره مىكند كه اشعث براى دستيابى به خواستهاى نامشروع براى امام عليه السّلام حلوا مىبرد و سعى مىكند كه آن حضرت را از اين راه به خود نزديك كند . امام عليه السّلام او را نكوهش و سرزنش مىكند : ( أ مختبط أنت ) آيا تو بدون آگاهى رفتار مىكنى ؟ ( أم ذو جنّة أم تهجر ) يا ديوانهاى هستى كه سخن بىراه مىگويى ؟ ( و اللّه لو أعطيت الأقاليم السّبعة بما تحت أفلاكها ) امام عليه السّلام براى رسيدن به خشنودى و پاداش خداوند از همه جهان در
--> ( 1 ) . شرايع الاسلام : 1 / 124 ؛ مسالك الافهام : 1 / 424 ؛ مسند احمد : 6 / 8 .